<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های ادبی و اجتماعی</title>
    <link>https://sipl.gu.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های ادبی و اجتماعی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>راهبرد نشریة آینده برای گذار از چالش‌های اجتماعی و سیاسی پسامشروطه  از طریق زبان فارسی</title>
      <link>https://sipl.gu.ac.ir/article_245919.html</link>
      <description>این پژوهش با دو پرسش بنیادی &amp;amp;laquo;علت عقب‌ماندگی جامعة ایران&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;راه‌های برون‌رفت از آن&amp;amp;raquo; شکل‌ گرفته است و پاسخ به آن، در دیدگاه‌های &amp;amp;laquo;دکتر محمود افشار&amp;amp;raquo; و هم‌اندیشان او در نشریة &amp;amp;laquo;آینده&amp;amp;raquo; جست‌و‌جو می‌شود. از اواخر قرن هجدهم، در پی آشنایی ایرانیان با اروپا و تلنگری که بعد از شکست ایران در جنگ با روس به دولتمردان ایرانی زده‌شد، اندیشة ترقّی‌خواهی شکل گرفت و در پاسخ به سؤال محوریِ چرا از قافلة تمدن عقب مانده‌ایم؟ هریک از اندیشمندان ایرانی با تحلیل‌های متفاوتی راهکارهای خاص خود را مانند تغییر خط، اصلاح الفبا، علم‌آموزی، ایجاد قانون، وحدت اسلامی و... ارائه دادند. از دید گردانندگان مجلّة آینده اصلی‌ترین علت توسعه ‌نیافتگی ایران، پراکندگی و چندپارگی جغرافیایی، فرهنگی و زبانی و راهکار محوری برای غلبه بر آن، ایجاد یکپارچگی و هویت ملی واحد از طریق تقویت و ترویج زبان فارسی تواند بود. نگارندة این پژوهش با تمرکز بر ماهنامة آینده، مقالات مربوط به این هدف را بررسی کرده و راهکارهای آن را در جهت پرورش، پالایش و گسترش زبان فارسی تحلیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زیبایی‌شناسی تئاتر مجازات در رمان آخرین روز یک محکوم</title>
      <link>https://sipl.gu.ac.ir/article_245922.html</link>
      <description>مجازات در جوامع سنتی، یک پاسخ عاطفی است که با خشونت گره خورده است و تماشای آن احساسات جامعه را بر می‌انگیزند. مجازات‌های خشن و بدنی تا ابتدای قرن نوزدهم، به صورت علنی، توسط حکومت در میدان اصلی شهر و در قالب یک تئاتر زنده، اجرا می‌شود. اجرای علنی مجازات‌های بدنی در واقع نمایش دراماتیکی از اعمال خشونت مشروع بر جسم بزهکاران است. با این حال، به نظر می‌رسد که تئاتر مجازات به عنوان یک سرگرمی و نمایش بزرگ، ادراک زیبایی‌شناختی در تماشاگران ایجاد می‌کند. این مقاله تلاش می‌کند تا با تحلیل رمان آخرین روز یک محکوم، مجازات را ذیل دو مفهوم زیبایی‌شناسی و زیبایی‌شناسی زشتی تبیین نماید. یافته‌های این مقاله با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی نشان می‌دهد که قدرت با اجرای نمایشی مجازات و با استفاده از جسم، اثری هنری تولید می‌کند. با وجود زشتی اخلاقی مجازات‌های خشونت‌آمیز، اما نمایش آن‌ها دارای جلوه‌های زیبایی‌شناختی است. علاوه‌براین، اجرای آیینی مجازات موجب شکل‌گیری تجربۀ زیبایی‌شناسانۀ جمعی می‌شود که همبستگی و همدلی اجتماعی را به همراه دارد. ادراک زیبایی‌شناختی با فرهنگ جامعه ارتباط دارد، ازاین‌رو، با تحولات فرهنگی و متمدن شدن جوامع امروزی، افراد نه تنها از تماشای مجازات لذت نمی‌برند، بلکه نسبت به خشونت مجازات، احساس انزجار و تنفر می‌کنند. به همین دلیل در جوامع مدرن، اجرای مجازات به پشت در بستۀ زندان‌ها منتقل می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازتاب آیین‌های ازدواج در شعر سبک آذربایجانی با تمرکز بر  تصویرهای شاعرانة خاقانی</title>
      <link>https://sipl.gu.ac.ir/article_245930.html</link>
      <description>مطالعة متون کلاسیک امکان شناخت شیوة زیست و باورهای مردمان گذشته را فراهم می‌آورد؛ به‌ویژه آیین‌های اجتماعی و فرهنگی را که بازتابی روشن از جهان زندگی آنان است، نمایان می‌سازد. در این میان، آیین ازدواج از برجسته‌ترین جلوه‌های این میراث آیینی است. جستجویی کوتاه در متون شاخص سبک آذربایجانی نشان می‌دهد که آیین‌های ازدواج نه تنها لایه‌هایی از شیوة زندگی را آشکار می‌کنند، بلکه در شعر این حوزه جزو عناصر پربسامد تصویرسازی و معناپردازی است. در میان شاعران این سبک، خاقانی بیش از دیگران این آیین‌ها را در ساختار استعاری و زیبایی‌شناختی شعر خود ادغام کرده است. این پژوهش با روش توصیفی&amp;amp;ndash; تحلیلی و بر پایة استخراج مستقیم شواهد از دیوان خاقانی و نیز مقایسة آن با آثار نظامی، فلکی شروانی و مجیرالدین بیلقانی، مجموعة اصطلاحات و مفاهیم مربوط به آیین‌های ازدواج را شناسایی کرده و کارکرد آن‌ها را در سطوح فرهنگی، تصویرپردازی و استعاره‌سازی بررسی می‌کند. تحلیل ابیات نشان می‌دهد که آیین‌های ازدواج در شعر خاقانی از سطح گزارش فراتر می‌روند و در لایه‌های گوناگون به بستری برای آفرینش معنا بدل می‌شوند. مقایسة این شواهد با شعر نظامی و دیگر شاعران سبک آذربایجانی نیز بیانگر آن است که همگی از ذخیره‌ای فرهنگی مشترک بهره می‌برند، اما دقت جزئی‌نگرانه و توان تصویرسازی خلاقانة خاقانی جایگاهی ممتاز برای او رقم زده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مطالعة آیین‌های ازدواج در شعر آذربایجانی، افزون بر روشن ساختن بخشی از سنت‌های فرهنگی جامعة ایرانی، نسبت میان تجربة اجتماعی و تخیل شاعرانه را نیز آشکار می‌سازد و از این رهگذر، تحلیلی نو از جایگاه این سبک در تاریخ ادبیات فارسی ارائه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل روایت‌شناختی داستان کوتاه سِجِلّ سفید براساس چارچوب سیمور چتمن</title>
      <link>https://sipl.gu.ac.ir/article_245937.html</link>
      <description>بحران هویت زنان مهاجر افغانستانی در ایران، در پی تجربه‌های ناخانگی، دیگری‌بودگی و تعلیق میان سرزمین مبدأ و مقصد، به یکی از مسائل مهم ادبیات مهاجرت بدل شده است. این پژوهش به بررسی بازنمایی این بحران در داستان کوتاه سِجِلّ سفید از مجموعة چرا تاریکی را خدای خود نکنم اثر معصومه جعفری می‌پردازد. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از نظریات پسااستعماری هومی بابا، بیل اشکرافت، رابرت یانگ و ادوارد سعید، و با اتکا به چارچوب روایت‌شناسی سه‌سطحی سیمور چتمن (داستان، گفتمان و ایدئولوژی)، متن را به شیوه‌ای تحلیلی بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد: ۱) نمادهایی چون &amp;amp;laquo;سِجِلّ سفید&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;خانۀ تاریک&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کاغذهای بی‌نام&amp;amp;raquo; بحران هویت و میل به محو پیشینه را بازنمایی می‌کنند؛ ۲) شخصیت اصلی در مواجهه با گفتمان‌های متعارض مبدأ و مقصد، هویتی چندپاره و معلق را تجربه می‌کند؛ ۳) صدای روایی متن با لحنی انتقادی، سازوکارهای مسلط تولید &amp;amp;laquo;دیگری&amp;amp;raquo; را به چالش می‌کشد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد ادبیات مهاجرت، فراتر از بازتاب رنج، به فضایی برای مقاومت، کنشگری و بازآفرینی هویت زنان مهاجر در موقعیت‌های بینابینی تبدیل شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه سهراب سپهری در میدان ادبی دهۀ چهل براساس نظریۀ پی&amp;shy;یر بوردیو</title>
      <link>https://sipl.gu.ac.ir/article_245941.html</link>
      <description>میدان ادبی ایران در دهه‌های چهل و پنجاه شمسی تحت سیطرۀ گفتمان‌های سیاسی و متعهد بود. سهراب سپهری، در این میان، مسیری متمایز با ظاهری &amp;amp;laquo;بی‌تفاوت&amp;amp;raquo; به مسائل روز پیمود که موجب طرح پرسش‌هایی درباره جایگاه او در این میدان شد. این مقاله با اتکا به نظریۀ &amp;amp;laquo;میدان&amp;amp;raquo; پیر بوردیو، موقعیت منحصربه‌فرد سپهری را تحلیل می‌کند. نظریۀ بوردیو با تأکید بر مفاهیمی چون &amp;amp;laquo;منش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;انواع سرمایه&amp;amp;raquo; (اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، نمادین) و &amp;amp;laquo;میدان&amp;amp;raquo; به‌عنوان فضایی از رقابت‌ها و روابط، ابزاری قدرتمند برای رمزگشایی از چگونگی شکل‌گیری و تثبیت موقعیت افراد و آثار در فضاهای اجتماعی ارائه می‌دهد. نتایج این جستار نشان می&amp;amp;shy;دهد سهراب سپهری نه صرفاً یک هنرمند الهام‌گرفته از طبیعت، بلکه یک &amp;amp;laquo;کنشگر&amp;amp;raquo; در میدان ادبی است که کنش‌های او، چه آگاهانه و چه ناخودآگاه، در تعامل با ساختارها و نیروهای این میدان قابل تفسیر است. سپهری با بهره‌گیری از سرمایه‌های فرهنگی غنی (شامل تسلط بر ادبیات کهن، نقاشی و فلسفۀ شرق)، سرمایۀ اجتماعی اثرگذار (ارتباط با حلقه‌های روشنفکری بدون وابستگی به جریان‌های مسلط) و به‌ویژه با تکیه بر منش عارفانه و طبیعت‌گرای خود، موضع متمایزی در پیش گرفت که مبتنی بر طرد گفتمان سیاسی مسلط و خلق گفتمان عرفانی- فلسفی بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش ادبیات در نهادینه‌سازی مفاهیم حقوق عمومی در عصر مشروطه: از اندیشۀ قانون تا حاکمیت ملی</title>
      <link>https://sipl.gu.ac.ir/article_245943.html</link>
      <description>انقلاب مشروطۀ ایران (۱۲۸۵ش/1324ق) زمینۀ تحولی بنیادین را در حوزۀ سیاست، ساختار اجتماعی و فرهنگی کشور فراهم آورد و مسیر گذار از سلطنت مطلقه به حاکمیتی ملی و قانون‌مدار را هموار ساخت. این دگرگونی، نیازمند بستر فرهنگی مناسبی برای تثبیت مفاهیم نوین سیاسی و حقوقی بود؛ ادبیات و به‌ویژه شعر فارسی سهم درخور اعتنایی در تثبیت این مفاهیم در سپهر جامعه و اندیشۀ سیاسی معاصر برعهده داشت. در این دوره، ادبیات فارسی به ابزاری مهم در فرآیند نهادینه‌سازی حقوق عمومی تبدیل شد. این پژوهش به شیوۀ توصیفی- تحلیلی و با هدف تبیین نقش فعّال ادبیات مشروطه در انتقال و درونی‌سازی مفاهیم حقوق عمومی همچون قانون‌گرایی و حاکمیت ملی سامان یافته است. پرسش محوری پژوهش آن است که ادبیات مشروطه چگونه در فرایند نهادینه‌سازی مفاهیم حقوق عمومی، به‌ویژه اندیشۀ قانون و حاکمیت ملی، نقش ایفا کرده است؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ادبیات این عصر، با فاصله گرفتن از زبان پیچیدۀ ادوار قبل، بهره‌گیری از زبان ساده و اجتناب از کاربرد بی‌رویۀ آرایه‌های ادبی، در خدمت سودمندی محتوا قرار گرفت. این رویکرد، با مخاطب قرار دادن عموم مردم، موفق به انتقال مفاهیم بنیادین حقوقی به میان اقشار گوناگون جامعه شد. بدین ترتیب ادبیات مشروطه، به عنوان بازوی فرهنگی مشروطه‌خواهی، مفاهیم نوینی چون حاکمیت ملی، ارادۀ عمومی و قانون اساسی را همه‌فهم ساخت و از سطح نخبگان به تودۀ مردم منتقل نمود. ادبیات با دوام بخشیدن به گفتمان حقوق عمومی، زمینه را برای جایگزینی ارادۀ حاکم با ارادۀ مردم، استقرار قانون و تثبیت حاکمیت ملت به عنوان سرچشمۀ مشروعیت، فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیلِ جامعه‌شناختی بازنمایی کیفیت تعاملات جنسیتی در قصه‌های عامیانه  (نمونۀ مورد: مطالعه قصه‌های چهل گیسو طلا)</title>
      <link>https://sipl.gu.ac.ir/article_245988.html</link>
      <description>قصه‌ها آینۀ فرهنگ و ساختار قدرت در جامعه‌اند. با واکاوی قصه‌های کهن می‌توان به بینشی تاریخی از نگرش به نقش زن و مرد دست یافت و دید چگونه باورهای تبعیض‌آمیز گذشته در قالب حکایت و تمثیل به نسل‌های بعد منتقل شده است. این پژوهش نحوۀ بازنمایی راهبردهای سرکوب و راهکارهای مقاومت جنسیتی را با رهیافت کیفی و روش تحلیل مضمون در قصه‌های چهل گیسو طلا توصیف و تحلیل کرده است. در این پژوهش، جمله به‌عنوان واحد تحلیل در نظر گرفته شد و معانی گزاره‌های مرتبط شناسایی، طبقه‌بندی و در نهایت به‌صورت نظام‌مند تحلیل شد. تحلیلِ استقرایی گزاره‌های مرتبط نشان داد مهم‌ترین راهبردهای سرکوب بازنمایی شده در قصه‌های چهل گیسو طلا شامل سلطه بر بدن، تملیک و شیء‌پنداری زنان، بهره‌کشی اقتصادی، بیرون راندن از منزل، طلاق، اختیار چندزنی، تصمیم‌گیری به جای دختران، تولید مثل، تحقیر و بی‌اعتنایی است. در مقابل زنان راهکارهای مقاومتی متفاوتی از جمله فرار، سکوت، دانایی، ابتکار عمل، اتحاد و همبستگی، ترک منزل، هنجارشکنی و قهر از خود بروز داده‌اند. این دوگانگیِ سرکوب و مقاومت نشان می‌دهد که زنان نه کاملاً قربانی‌اند و نه کاملاً آزاد، بلکه در دل همان مناسباتِ قدرت، معنا و هویتِ تازه‌ای می‌آفرینند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اعتیاد و هابیتوس در داستان‌های اقلیمی جنوب ایران با تأکید بر نظریة بازتولید فرهنگی بوردیو</title>
      <link>https://sipl.gu.ac.ir/article_245989.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش کتابخانه‌ای و با بررسی نوزده اثر داستانی از ده نویسندة اقلیم جنوب ایران در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ به بازنمایی پدیدة اعتیاد در ادبیات اقلیمی جنوب ایران می‌پردازد. چارچوب نظری مطالعه، نظریة بازتولید فرهنگی پییر بوردیو با تأکید بر مفاهیم هابیتوس، دکسا، خشونت نمادین و میدان است که امکان تحلیل چگونگی تثبیت و انتقال عادات اعتیادی در بسترهای اجتماعی را فراهم می‌آورد. هدف اصلی پژوهش، واکاوی کارکرد مصرف دخانیات، مشروبات الکلی و مواد مخدر در سه حوزة روستایی، دریایی و صنعتی-کارگری است. یافته‌ها نشان می‌دهند که اعتیاد در این متون نه به‌عنوان کنشی فردی یا زیستی، بلکه به‌مثابة بخشی از فرهنگ مسلّط و هابیتوس تصویر می‌شود. در حوزة روستایی، اعتیاد با سنّت‌ها، آیین‌های خانوادگی و نقش پررنگ زنان پیوند دارد؛ در حوزة دریایی، با مناسبات کاری، بندری و اقتصاد غیررسمی گره خورده است؛ و در حوزة صنعتی- کارگری، به‌عنوان نماد فروپاشی اجتماعی، بی‌پناهی انسان مدرن و فرسایش روانی بازنمایی می‌شود. در تمامی این حوزه‌ها، نهادهای اجتماعی همچون خانواده، مدرسه و محیط کار به جای مقابله با اعتیاد، خود به بستر انتقال و تثبیت آن بدل شده‌اند و این عادات از طریق سازوکارهای دکسا (طبیعی‌سازی) و خشونت نمادین (تحمیل از طریق نهادهای مشروع) به‌صورت بین‌نسلی بازتولید می‌شوند. با این حال، لحظاتی از آگاهی اخلاقی و میل به رهایی نیز برجسته شده است که نشان‌دهندة امکان مقاومت در برابر چرخه‌های بازتولید ناهنجاری‌ها است. بر این اساس، ادبیات اقلیمی جنوب ایران بستری مؤثر برای نقد فرهنگی- اجتماعی اعتیاد فراهم می‌آورد و می‌تواند در بازخوانی انتقادی ساختارهای تربیتی و اجتماعی جامعه نقش‌آفرین باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
