پژوهش های ادبی و اجتماعی

پژوهش های ادبی و اجتماعی

تراژدی و موقعیت های اجتماعی تولید کننده آن در ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
دانش‌آموخته دکتری جامعه‌شناسی
چکیده
تراژدی هم گونه ادبی و هم نوعی رویکرد به زندگی محسوب می‌شود که پایانی فاجعه بار را روایت می‌کند. هگل و لوکاچ تراژدی را نشانگر لحظه جدایی انسان از جهان می‌دانند. به همین جهت در جهان فاقد چنین تعارضی، تراژدی وجود ندارد. مقاله حاضر استدلال می‌کندکه به جهت حضور در مشیت الهی، عقلانیت قرون میانی در ایران فاقد رویکرد تراژیک بود. سپس با نگاهی بهرویکرد گلدمن که معتقد به وجود رابطه میان فرم ادبی-اندیشگانی و ساختار اجتماعی بود، نشان می‌دهد که تناقض‌ها و تنش‌های درونی جایگاه اجتماعی روشنفکران به مثابه نخستین تولید کنندگان رویکرد تراژیک در ایران، نقشی کلیدی در صورت‌بندی چنین فرمی در ادبیات داستانی داشته و بر اساس فراز و فرودهایش، گونه‌های متفاوت از روایت تراژیک را پدید آورده است. می‌توان ابتدا نوعی تراژدی ناشی از شکست از مانع بیرونی را تشخیص داد که نسبت روشنفکر امیدوار به تغییر و خواهان حمایت اجتماعی را باز می‌نمود. اما پس از شکست‌های اولیه روشنفکران، تراژدی روایت سوژه به جان خود افتاده‌ای شد که خویش را مقصر ناکامی می‌شمرد. هم‌زمان الگویی از تراژدی هستی شناختی ظاهر شد که امکان رستگاری را ناممکن می‌دید. با تداوم شکست‌های تاریخی، اساس خواست تغییر به مثابه امر تراژدی آفرین فهمیده شد. در نتیجه الگویی از زیستن فاقد خیال رهایی روایت شد که تراژدی تکرار بود و نیز الگویی که نتیجه انحراف میل تغییر از ساحت واقعی به ساحت نمادین بود که در قالب تراژدی پسامدرن نمودار گشت.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Tragedy and its producer social positions in Iran

نویسنده English

mohammad hossein Dalal Rahmani
-
چکیده English

Tragedy is both a literary genre and an approach to life that narrates a disastrous ending. Hegel and Lukács consider tragedy to be the moment of separation of man from the world. Therefore, there is no tragedy in the world without such conflict. The present article argues that due to divine providence, medieval rationality in Iran lacked a tragic approach, and then by looking at Goldman's approach, who believed in the existence of a relationship between literary-ideological form and social structure, it shows that the contradictions And the internal tensions of the intellectuals' social position as the first producers of the tragic approach in Iran, have played a key role in the formation of such a form in the fiction literature and based on its ups and downs, different types of tragic narratives have emerged. One can first recognize a kind of tragedy caused by the failure of an external obstacle, which shows the position of the intellectual who hopes for change and wants social support. But after the initial failures of the intellectuals, the tragedy of the narrative became a self-inflicted subject who blames himself for his failure. At the same time, a pattern of ontological tragedy appeared, which saw the possibility of salvation as impossible. With the continuation of historical failures, the basis of the desire for change was understood as a tragedy. As a result, a pattern of living without the illusion of liberation was narrated, which was a tragedy of repetition, and also a pattern that was the result of the deviation of the desire to change from the real realm to the symbolic realm, which appeared in the form of postmodern tragedy.
key words: Tragedy, Epic logic, Social position, Intellectuals.

آخوند زاده، میرزا فتحعلی(1356). تمثیلات و شش نمایشنامه دیگر. ترجمه محمد جعفر قراچه داغی. تهران: خوارزمی.
ارسطو (1387). فن شعر. ترجمه عبدالحسین زرین کوب. تهران: امیرکبیر.
اسکندری، یحیی میرزا(1395). عروسی مهرانگیز. در «مشروطیت ایران و رمان فارسی(جلد 2)».گردآوری مسعود کوهستانی نژاد. تهران: انتشارات دنیای اقتصاد. صص 7-95.
پارکینسون، جی(1375). لوکاچ و جامعه شناسی ادبیات. ترجمه هاله لاجوردی. ارغنون 9-10. صص 221 تا 238.
پرهام، باقر(1377). با نگاه فردوسی. تهران: مرکز.
توانگر، فرشته(1391). کانادا جای تو نیست. تهران: چشمه.
توکلی طرقی، محمد(1381). تجدد بومی و بازاندیشی تاریخ (ویراست دوم)، تهران: پردیس دانش.
جیمز، دیوید(1395). زیبایی شناسی هگل. ترجمه عبدالله سالاروند. تهران: نقش جهان.
خسروی، ابوتراب(1370). هاویه، شیراز: نوید.
خسروی، ابوتراب(1380). دیوان سومنات، تهران: نشر مرکز.
خلیلی، عباس(1395). اسرار شب. در «مشروطیت ایران و رمان فارسی(جلد 5)».گردآوری مسعود کوهستانی نژاد. تهران: انتشارات دنیای اقتصاد. صص 7- 69.
دبیرالملک فراهانی، میرزا محمد حسین(1394). رساله ای در اصلاح دولت. در «تاریخ اندیشه جدید در ایران» به کوشش فرامرز معتمد دزفولی. تهران: شیرازه. صص 390-410.
دلال رحمانی، محمد حسین(1398). دست کشیدن از رویا، تراکم شکست طبقه متوسط جدید و بحران کنشگری در ادبیات پس از انقلاب. در «فرهنگ بحران؛ جستارهایی درباره نسبت فرهنگ و فاجعه». به کوشش آرش حیدری. تهران: سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی.صص161-176.
سپهسالار، فریدون(1325). رساله فریدون بن احمد سپهسالار در احوال مولانا جلال الدین مولوی. با تصحیح سعید نفیسی. تهران: اقبال.
سهروردی، شهاب الدین(1376). عقل سرخ. شرح و تفسیر مهران سلگی. تهران: مولف.
شاپوری، سعید(1396). تراژدی در آثار افلاطون. تهران: افراز.
طباطبایی فر، سید حسین(1384). نظام سلطانی از دیدگاه اندیشه سیاسی شیعه. تهران: نی.
فیرحی، داود(1378). قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام. تهران: نی.
فیرحی، داود(1391). تاریخ تحول دولت در اسلام. قم: دانشگاه علوم انسانی مفید.
لوکاچ، جرج(1381). نظریه رمان. ترجمه حسن مرتضوی. تهران: نشر قصه.
لوکاچ، گئورگ(1377). «متافیزیک تراژدی». ترجمه مراد فرهادپور.در کتاب سروش (مجموعه مقالات 3/ تراژدی). تهران: سروش.
مشفق کاظمی، مرتضی(1347). تهران مخوف. تهران: انتشارات ارغنون.
معروفی، عباس(1380). سمفونی مردگان. تهران: ققنوس.
معروفی، عباس(1400). سال بلوا. تهران: ققنوس.
ملکم (1327). مجموعه آثار میرزا ملکم خان. تدوین و تنظیم محمد محیط طباطبایی. تهران: انتشارات علمی.
ملکم(1381). رساله های میرزا ملکم خان. به کوشش حجت الله اصیل. تهران: نی.
یاسپرس، کارل(1398). تراژدی کافی نیست. ترجمع البرز حیدرپور. مرکز: تهران.
Goldman, Lucien(2013). The Hidden God. Translated by Philip Thody. Routledge: London.
 
Najmabadi, Afsaneh, (2005)– Women with mustaches and men without beards: gender and sexual anxieties of Iranian modernity. California: University of California Press.