نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسندگان English
ادبیّات عرفانی با وجود نگاه ویژهاش به انسان و خودسازی، نقش ممتازی در ایجاد و تقویّت هویّت شخصی و اجتماعی دارد. در این بین آثار عطّار نیشابوری به دلیل نگاه عمیق عطّار به مقولۀ انسان و رشد و تکامل آن و نیز به دلیل شرایط خاص تاریخی از حساسیّت بیشتری برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل تحوّل هویّتی شیخ صنعان در منطقالطّیر ، ذیل چارچوب نظریّههای هویّت «بازاندیشی و هویت بازاندیشانه» و« ساختیابی» آنتونی گیدنز صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشاد داد که فرآیند تحوّل در هویّت شیخ صنعان را میتوان به مثابه نمودی از دیالکتیک پیچیدۀ میان عاملیّت( کنشگری آگاهانه شیخ) و« ساختار»( نظام معنایی، قواعد و منبع) دانست. شیخ در مواجهه با اطّلاعات تازه یا همان تجربۀ عشق به دختر ترسا وادار به بازبینی پیوستۀ عملکردها و باورهای پیشین خود در جهانی سیّال و رها (در قیاس با جامعۀ سنّتی پیشین) میشود. این فرآیند در پایان داستان شیخ صنعان به از بین رفتن خود نفسانی شیخ در عشق به ایمان و حقیقت میانجامد که با غایت بازاندیشی مدرن مدّنظر آنتونی گیدنز که بر حفظ خود در جهانی نامعیّن تأکید دارد، متفاوت است؛ امّا روند شخصیّت شیخ در انتخاب آگاهانه و هویّت بازاندیشانه و تفسیری و مدیریّت خود ناشی از نگاه تأمّلی با دیدگاه گیدنز همپوشانی دارد.
کلیدواژهها English